امسال هم بهــار
با قامت کشیده و با عطر آشنا
بیهوده در محله ما پرسه می زند
در پشت این دریچه خاموش هر سحر
بیهوده می کشاند شاخ اقاقیا
بر او بنال بلبل غمگین که سالهاست
"شـادی"
آن دختر ملوس از این خانه رفته است...
+ نوشته شده توسط شاهرخ در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت
3:3 |


